خانه » آموزش و توضیحات » چه چیزهایی «سرطان‌زا» هستند؟

چه چیزهایی «سرطان‌زا» هستند؟

دکتر آرش اعتمادی: اپیدمیولوژیست، محقق موسسه ملی سرطان

از دکتر اعتمادی مقاله یادداشت دیگری با عنوان «آیا سرطان سونامی دارد؟» نیز منتشر کرده‌ایم که به عنوان مقدمه یا مکمل این بحث بسیار جامع و خواندنی است.

  • به عنوان مقدمه ورود به بحث چند مثال را مطرح می‌کنیم:
  1. میم کودک هشت‌ونیم ساله‌ی باهوشی است که از مادرش شنیده نوشابه‌های رژیمی سرطانزا هستند. به این دلیل او ترجیح می‌دهد نوشابه‌های قند دار معمولی را به جای نوشابه‌های رژیمی مصرف کند.
  2. آقای جیم کارمند یک شرکت واردات خودروست. محل کار او در مرکز شهر تهران است و برای جلوگیری از اثر سرطانزای آلودگی همیشه با ماسک به محل کارش می‌رود.
  3. خانم شین یک فعال محیط زیست است که عمیقاً باور دارد زندگی شهری سرطانزاست. او خانه خود را به یک نقطه حاشیه شهر منتقل کرده و از تمام مظاهر تمدن هم دوری می‌کند: خام‌گیاهخواری می‌کند و داروهای (به قول خودش) شیمیایی را مصرف نمی‌کند.
  4. آقای میم یک فیزیکدان است. او مطمئن است که تشعشعات و امواج باعث افزایش نرخ سرطان در جامعه شده‌اند و وجود استانداردهای زیست محیطی در این مورد و همچنین حفاظت‌های مرسوم در کار با اشعه در آزمایشگاههای فیزیک را به عنوان شاهد ذکر می‌کند.
  5. اس‌ام‌اسی که اخیراً دریافت کرده‌اید می گوید رییس بیمارستانی در تهران اعلام کرده کنسرو ماهی تن [فلان مارک] سرطانزاست و باید از مصرف آن خودداری کنید.
  6. اخبار علمی اعلام می‌کند “دانشمندان دانشگاه فلان در انگلستان نشان داده‌اند که سلولهایی که در معرض کافئین قرار می‌گیرند ۲ برابر بیشتر از سلولهای دیگر دچار جهش ژنی می‌شوند. این تحقیق می‌تواند نشان دهد که قهوه سرطانزاست.”

cancer-lambert_2469736b

  • برگردیم به مثالهای بالا برای اینکه ببینیم چطور می‌توان با دیدی علمی و موشکافانه به آنها نگاه کرد:
  1. میم بهتر است هیچ نوشابه‌ی گازداری نخورد! اثرات سوء این نوشابه‌ها برروی استخوان‌سازی و رشد بخصوص در سنین پایین، شواهد کافی دارد. ولی اگر فقط بخواهیم موضوع سرطان را در نظر بگیریم، شیرین‌کننده‌های مصنوعی این نوشابه‌ها اغلب آسپارتام هستند که احتمالاً سرطانزا نیستند. قبلاً ترکیبات ساخارین در آنها به کار می‌رفت که به دلیل اینکه در گروه ۳ قرار دارد حذف شد. به میم باید یادآوری کرد که علاوه بر اثرات مضر نوشابه‌های گازدار که نوشتیم، نوع قندی آن برای دندانهایش هم مضر است و افزایش وزن به دلیل مصرف قند ریسک سرطان را افزایش می‌دهد، برای همین قطعاً راه پرهیز از مضرات نوشابه، جایگزینی نوع رژیمی با نوشابه قنددار نیست.
  2. زدن ماسک برای آقای جیم ضرری ندارد ولی جلوی سرطانزایی مواد موجود در هوای آلوده را نمی‌گیرد. بیشتر این مواد (که در گروه ۱ قرار می گیرند) از منافذ ماسک عبور می‌کنند.
  3. خانم شین هم حق دارد و هم ندارد! برخی اثرات زندگی شهری مانند کم‌تحرکی، آلودگی هوا و مصرف غذاهای فراوری شده (سوسیس و کالباس) برای سلامتی مضرند. مصرف سبزیجات و میوه‌های تازه و کم کردن از مصرف گوشت قرمز هم توصیه‌های درست و به جایی هستند. از آن طرف خام‌گیاهخواری افراطی می‌تواند به کمبود برخی مواد ضروری برای بدن بیانجامد، حتی اگر به ظاهر مواد سرطانزای کمتری به بدن برسد. تقابل ریسک کمبود مواد غذایی و کاهش (احتمالی) ریسک سرطان را پزشک یا متخصص تغذیه (که محصول همین زندگی مدرن شهری هستند!) می‌تواند در مورد هر فردی با توجه به شرایط خاص او بسنجد. یادمان باشد که عمر بشر در چند قرن اخیر مرتب افزایش یافته ودلیل آن تا حد زیادی به همین پیشرفتهای دارویی “شیمیایی” و بسیاری از امکانات زندگی مدرن برمی‌گردد. به خانم شین یاد آوری می‌کنم که حداقل کاهش دو سرطان در جوامع پیشرفته به دلیل همین پیشرفتهای دنیای مدرن بوده است: بروز سرطان معده به دلیل نگهداری غذاها در یخچال و شستن دستها با مواد “شیمیایی”، و سرطان دستگاه تناسلی به دلیل واکسیناسیون بر ضد ویروسهای مولد آن کم شده است.
  4. آقای میم در مورد اینکه میدانهای مغناطیسی شدید بالقوه سرطانزا هستند درست می‌گوید. ولی مشخص نیست میزانی از این امواج که در زندگی روزمره با آن سر و کار داریم چقدر بر نرخ سرطان برای جامعه اثر می‌گذارد. اگر امواج الکترومغناطیسی خیابانهای شهر به اندازه آزمایشگاههای فیزیک بود، باید به همان شدت قوانین مراقبت از پرتوها را رعایت می‌کردیم ولی شواهد موجود در این مورد تنها به افزایش محدود در سرطانهای مغز اشاره می‌کنند، آنهم در افرادی که به طور ممتد و برای مدت طولانی در معرض پرتوهایی از منابع نزدیک به سطح بدن بوده اند.
  5. نه رییس یک بیمارستان منبع تشخیص سرطانزایی یک ماده غذایی است و نه چنین اخباری از طریق اس‌ام‌اس قرار است منتشر شوند. همانطور که در بالا دیدیم اثبات سرطانزایی نیاز به پژوهشهای گسترده و تیمهای تحقیقاتی دارد و در مرحله بعد اثبات اینکه «آن ماده در فلان محصول صنعتی با غلظت کافی موجود است» نیز با استانداردهای صنعتی و بررسی های تخصصی میسر است. بگذریم از اینکه در اغلب این موارد رییس بیمارستان مزبور روحش هم از گفته ای که به او نسبت داده شده خبر ندارد!
  6. در مورد خبر علمی فکر نمی‌کنم نیاز به توضیح بیشتر باشد و با مرور آنچه در مورد پیچیدگی تعمیم یک یافته تحقیقاتی و محدودیتهای آنها گفتیم، خودتان جواب آنرا می‌دانید. یافته‌های یک پژوهش به تنهایی جواب تمام سوالها را در بر ندارد و این یافته ها نیاز به تکرار در شرایط مختلف دارند. بگذریم که متاسفانه در برخی موارد برداشت خبرنگاران حوزه های عمومی از مقالات تخصصی کاملاً دقیق نیست.
  • دانشمندان به چه‌چیز سرطان‌زا می‌گویند؟ یک مواجهه (شیمیایی، خوراکی، روش زندگی و غیره) را می‌توان در مراحل مختلفی از نظر سرطان‌زایی بررسی کرد:
    الف- در سطح صرفا آزمایشگاهی (in vitro): بررسی‌های صرفا آزمایشگاهی نشان می‌دهد آیا آن مواجهه می‌تواند تغییراتی در سلول‌ها و بافت‌های بدن ایجاد کند که مشابه تغییرات سلول‌های سرطانی بدن است؟ برای این کار سلول‌های خاصی که مشابه سلول‌های بدن هستند، در شرایط آزمایشگاه در‌معرض یک مواجهه قرار می‌گیرند. این آزمایش‌ها قطعا برای درک سازوکار (مکانیسم) ایجاد سرطان در اثر یک مواجهه مفید است، ولی محدودیت‌های فراوانی دارد؛ اول اینکه آیا سلول‌های بدن (با‌توجه‌به اینکه راه مواجهه برخلاف آزمایشگاه، معمولا مستقیم نیست و باید از دستگاه گوارش، ریه، پوست و… بگذرد)، هیچ‌گاه با غلظتی که در آزمایشگاه استفاده می‌شود، با این ماده مواجه می‌شوند؟ آیا رفتار این سلول‌ها در بدن با آزمایشگاه یکی است؟ و نقش سایر بافت‌های بدن یا سیستم ایمنی در مواجهه با این تغییرات چیست؟
    ب- در حیوانات آزمایشگاهی (in vivo): آزمایش‌هایی که در حیوانات انجام می‌شوند، تا حدی پاسخ پرسش‌‌های بالا را می‌دهند. مثلا به‌جای اینکه یک ماده شیمیایی را روی سلول‌ها بریزیم، آن را به خورد حیوانات می‌دهیم. حیوانات از بافت‌ها و سیستم‌های متعدد تشکیل شده‌اند. ولی باز هم هیچ حیوان آزمایشگاهی‌ای کاملا شبیه انسان نیست و پیچیدگی‌های ساختاری و مهم‌تر از همه، اجتماعی-رفتاری انسان را ندارد. مثلا ممکن است بتوان قهوه به موش خوراند ولی بعید است موش‌ها در قهوه‌شان شیر بریزند یا همراهش سیگاری بگیرانند، یا مثلا بعد از آن هوس شیرینی خامه‌ای کنند!
    پ- در انسان‌ها: این کار بسیار پیچیده است. برخلاف موش‌ها، شما نمی‌توانید ماده‌ای که مشکوک به سرطان‌زایی است، به انسان‌ها بخورانید یا آنها را در معرض تشعشعاتی قرار دهید که بالقوه مضر هستند. بلکه باید صبر کنید که افرادی در معرض مواجهات قرار بگیرند و بعد شما آنها را با افراد بدون مواجهه مقایسه کنید. مثلا ریسک سرطان را در کسانی که روزی شش ساعت یا بیشتر با موبایل حرف زده‌اند با کسانی که کمتر از موبایل استفاده کرده‌اند، مقایسه کنید. ولی این کار دشواری‌های خود را دارد: آیا آنها که با موبایل زیاد حرف می‌زنند، جوان‌تر نبوده‌اند؟ آیا رژیم غذایی‌شان هم مشابه بوده؟ از کجا می‌دانیم آنها که بیشتر با موبایل حرف می‌زنند، بیشتر هم به دکتر مراجعه نمی‌کنند و هزار سؤال دیگر. از طرف دیگر سرطان بیماری بسیار کندی است. مواجهه امروز (اگر اثری داشته باشد)، احتمالا ١۵-١٠سال دیگر باعث سرطان خواهد شد. چطور بعد از ١۵سال بفهمیم که دلیل تومور مغزی این فرد این بوده که در جوانی زیاد با موبایل حرف می‌زده، یا اینکه به‌دلیل این بوده که یک هفته با اشعه ایکس کار می‌کرده، یا اصلا آن را از پدربزرگش به ارث برده؟ (یا مخلوطی از همه اینها؟) خوشبختانه یا بدبختانه جواب این سؤال‌ها را در یک مقاله نمی‌شود داد و هزاران نفر مانند نویسنده این سطور اصولا کارشان این است که این موضوع را بررسی کنند!
    ت- در جوامع: حالا اگر دیدیم که مواجهه‌ای در افراد می‌تواند ریسک سرطان را بالا ببرد، آیا دلیل می‌شود که آنقدر نرخ سرطان را در جامعه بالا ببرد که بر زندگی مردم تاثیر بگذارد؟ برای مثال، مواجهه با آزبست به‌مراتب بیشتر از سیگار احتمال دارد که سرطان ریه ایجاد کند. ولی برای اینکه با حدی از آزبست که سرطان‌زاست مواجه شوید باید یا کارگر معدن باشید، یا در صنایع تولیدی آزبست و بدون رعایت نکات ایمنی کار کنید! برای همین آنقدر این مواجهه (در غلظتی که سرطان‌زاست) نادر است که نمی‌توان گفت مثلا سرطان ریه در تهران بالا رفته چون آزبست بیشتری استخراج می‌شود. ولی همان میزان سرطان‌زایی سیگار، چون میلیون‌ها نفر از آن استفاده می‌کنند، در سطح جامعه تأثیر مشهودی بر نرخ سرطان می‌گذارد. همچنین نکته‌ای که در مورد زمان‌بر‌بودن ذکر کردیم را فراموش نکنید! اگر امروز تغییری در جامعه ایجاد شود که بالقوه ریسک سرطان را بالا ببرد، معمولا اثر قابل ‌اندازه‌گیری آن سال‌ها بعد (شاید بیش از یک دهه) قابل مشاهده خواهد بود. اگر ذهن‌تان ناخودآگاه به سمت فیلم‌هایی رفته که در آنها فضولات یک کارخانه شیمیایی ناگهان در عرض یک هفته نیمی از یک شهر کوچک را مبتلا به سرطان خون می‌کند، باید هشدار دهم که آن خبرنگار، آن شهر و آن کارخانه همه فیلم هستند!
  • سرطان یک بیماری نیست! مجموعه‌ای از صدها بیماری است که برخی از آنها علت‌های متفاوت و بعضا متضاد دارند. سرطان‌ها به‌قدری با هم متفاوت‌اند که گاهی باور کردنش دشوار است. وقتی صحبت از سرطان‌زایی می‌کنیم، دو حالت پیش می‌آید: برخی مواجهه‌ها اثراتی چنان گسترده دارند (مثل سیگار و چاقی) که سرطان‌های متعددی را ایجاد می‌کنند. در مقابل اثرات بسیاری از مواجهه‌ها محدود به یک یا دو نوع سرطان خاص است.
  • از کجا می‌دانیم یک مواجهه سرطان‌زا است یا خیر؟براساس آنچه قبل‌تر گفتیم مطالعات زیادی در شرایط مختلف، برای درک این موضوع لازم است. برای مثال سازمان بهداشت جهانی مواد را در پنج گروه طبقه‌بندی می‌کند:گروه ١ (سرطان‌زا)، شواهد کافی برای سرطان‌زایی در انسان دارند: از این گروه می‌توان عفونت با هلیکوباکتر پیلوری (باکتری عامل سرطان معده)، استنشاق بخار رنگ‌های صنعتی، سیگار و گاز رادون را نام برد.
    گروه ٢-١ (احتمالا سرطان‌زا)، برای سرطان‌زایی در حیوانات شواهد کافی وجود دارد و در انسان‌ها نیز این شواهد احتمالا کافی است: مثال‌های این گروه عبارتند از بخار ناشی از پخت‌وپز در دمای بسیار بالا، ترکیبات غیرارگانیک سرب و عفونت مالاریا.
    گروه ٢-٢ (شاید سرطان‌زا)، برای سرطان‌زایی در حیوانات شواهد کافی وجود دارد و در انسان‌ها این شواهد شاید کافی باشند: کار‌کردن درازمدت با مواد به‌کار‌رفته در خشک‌شویی (و نه مواجهه با آن به‌عنوان مشتری)، عفونت با ویروس اچ‌آی‌وی و میدان‌های الکترومغناطیسی رادیویی از این دسته‌اند.
    گروه ٣ (غیرقابل طبقه‌بندی) شواهد سرطان‌زایی در حیوانات محدود و در انسان‌ها ناکافی است: این بزرگ‌ترین دسته را شامل می‌شود که از جمله می‌توان این مواجهه‌ها را نام برد: میدان‌های الکتریکی، عایق پشم شیشه، سوخت موتور جت، صنایع چرم و ساخارین (نوعی شیرین‌کننده).
    گروه ۴ (غیرسرطان‌زا) شواهد علیه سرطان‌زایی در حیوانات و انسان‌ها وجود دارد: برای درک اینکه چقدر قرار‌گرفتن در این گروه سخت است فقط کافی است ذکر کنیم که تنها یک ماده در آن قرار دارد!همین طبقه‌بندی نشان می‌دهد با چه موضوع سخت و پیچیده‌ای سر و کار داریم. فهرستی که از آن صحبت شد، در کل کمتر از هزار مواجهه را در خود دارد. برای بقیه مواجهه‌ها یا شواهد کافی نیست، یا امکان مطالعه نیست، یا کسی فرصت نکرده بررسی کند و… همین خود کافی است که بازار شایعات را داغ کند و هر‌چیزی به‌عنوان سرطان‌زا یا عامل بدبختی بشر معرفی شود!
  • یک سؤال مهم باقی می‌ماند: آیا هرچیزی که نمی‌دانیم سرطان‌زاست، بی‌خطر است؟

    قطعا خیر! بسیاری از آلرژن‌ها سرطان‌زا نیستند ولی جان صدها و هزاران نفر را به‌دلیل حساسیت می‌گیرند. به دلیل اینکه برخلاف سرطان‌زایی اثرشان زودتر ظاهر می‌شود و در مواجهه‌های کوتاه‌مدت یا در شرایط حاد تاثیر گسترده‌تری دارند: مثل گرد‌و‌غبار که اگر مواد شیمیایی خاصی در آن نباشد، احتمال سرطان‌زایی‌اش کم است ولی اثرات تنفسی، چشمی و… حاد و مهمی برجا می‌گذارد. نکته مهم این است که توصیه‌های سلامتی و بهداشتی، یا حتی مداخله‌های اجتماعی را باید بر اساس اثرات متعددشان (که سرطان‌زایی یکی از آنهاست)، در نظر گرفت. مثلا شواهد زیادی نداریم که استرس روانی باعث افزایش بروز سرطان شود. ولی می‌تواند به دلیل ایجاد خستگی مفرط، کارایی فرد را کاهش دهد یا در موارد حاد با افزایش ضربان قلب باعث بروز یک سکته حاد در زمینه بیماری عروق کرونر شود.

 

خلاصه این یادداشت در روزنامه شرق منتشر شده است.

اجتماعی باشید! به اشتراک بگذارید...

    ۴ دیدگاه

    1. مطلب خیلی مفیدی بود. سپاس

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: +1 (from 3 votes)
    2. مثل همیشه بسیار عالیییییییییییییییییییییییییییییی
      سپاس از همه دست اندرکاران گمانه

      VA:F [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
    3. سلام
      لطفا مستند تر صحبت کنید.
      اسنادی هست که میگوید آسپارتام .

      اما دکتر آذر دارای بورد تخصصی در دستگاه گوارش، کبد و بیماری‌های داخلی
      متخصص تغذیه
      کالیفرنیای جنوبی میگوید:

      رونالدرامزفیلد وزیر دفاع امریکا در زمان بوش عامل اصلی صدور پروانه برای آسپارتم بود. ایشان که در آن زمان مدیر کل و سهامدار اصلی شرکت سازنده‌ی آسپارتم بود با زد و بند، رشوه و استفاده از نفوذ خویش موفق به گرفتن مجوز تولید و فروش این ماده گردیده و از این طریق صدها میلیون دلار به جیب خود و کمپانی مربوطه سرازیر نمود.

      آیا میدانید که ارتباط آسپارتم با ایجاد سرطان‌های مختلف و سمپتومهای نورولژیک و پسیکولوژیک در آزمایشات مختلف به اثبات رسیده است.
      سنددبه اثبات رسیدنش
       Magnuson BA, Burdock GA, et al (2007) “Aspartame; a safety evaluation base on current use levels, regulations, and toxicological and epidemiological studies.” Crit. Rev .Toxicol. 37(8):629-727

      http://fa.zarinazar.com/?p=987

      VA:D [1.9.22_1171]
      Rating: -1 (from 1 vote)
    4. هلیکوباکتر سرطان‌زا محسوب نمی‌شود

      VA:D [1.9.22_1171]
      Rating: 0 (from 2 votes)

    دیدگاهتان را ثبت کنید

    آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

    *


    به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.

    theme
    ?>